فريدون بن احمد سپهسالار
156
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
ضميمه منتخب از كتاب مناقب العارفين و مرآة الكاشفين تاليف شمس الدين احمد افلاكى متوفى در 770 كه از 718 تا 754 در كار تأليف آن بوده است الفصل الاول ، در ذكر مناقب مولانا بزرگ بهاء الحق و الدين محمد بن حسين بن احمد الخطيبى البلخى البكرى رضى الله عنه و عن اسلافه فنعم السلف و نعم الخلف اعلم اسعدك اللّه : جملهء اخبار و نقلهء آثار ، رحمهم اللّه ، چنان حكايت كردند كه پادشاه ملك خراسان علاء الدين محمد خوارزمشاه ، كه عم جلال الدين محمد خوارزمشاه باشد ، مردى عظيم بزرگ و با مهابت بود و اكابر و ملوك آن ممالك مملوك و مسخر او و در تحت تصرف و فرمان او بودند و او را نازنين دخترى بود ، كه در اقاليم سبعه و ربع مسكون به ملاحت و موزونى و كمال و جمال نظير « 1 » خود نداشت و لايق پادشاهى او را كفوى يافته نمىشد ، تا دختر را بوى دهد و از قيد او برهد و همانا كه آن دختر نيك اختر مراهق گشته بود . مگر شبى پادشاه با وزير خود در آن باب مشورت كرد كه : چون ملكهء ما را در كل وجوه كفوى موجود نمىشود چه بايد كردن و تدبير آن چيست ؟ وزير او مردى بود عالم و عاقل ، گفت : كفو پادشاهان اسلام و حكام علماى كرام
--> ( 1 ) - در اصل : نظيرى